2nd International Conference on Oriental Studies , Iranian Studies and Commemoration of BIDEL DEHLAVI

بلند است از فلک معوای بیدل....

01/08/2017

مصاحبه با دکتر نورعلی نورزاد مدیر گروه ادبیات فارسی دانشگاه دولتی خجند تاجیکستان

 . برحق، یکی از پیشگامان زبان فارسی در سرزمین هند ، که به تعبیر اهل تذکره‌ در قلمرو شعر خود واقعاً“اختراعاتی در زبان فارسی”کرده، همین ابولمعانی بیدل دهلوی بوده است.  نکته دیگر قابل توجّه به پیوند بیدل با زبان فارسی ارتباط دارد. بی‌شک باید اعتراف نمود، که پیوند زبان فارسی با بیدل اصلاً پیوند خونیست و این زبان هرگز برای او بیگانه نبوده و همین ارتباطش باعث آمده، که بهترین اختراعات را در این زبان ایجاد نموده،  در مقام شایسته یکی از سرآمدان ادبیات فارسی‌زبان در این قلمرو گردد. با اطمینان بر آفرینش همین گونه یک زبان هنری شعر از سوی خود است، که بیدل فرموده:

                        آن چه کلکم می‌‌نگارد، محض حرف سنگ نیست،

                        هوش می‌باید، که دریابد زبان بیدلی. 


 ایجاد شگردهای برجسته هنری، ترکیبسازی و لفظتراشی، عباره‌آراهای خاص بیدل، که همگی موجب ظهور زبان مخصوص شاعرانه وی گردیده‌اند، محض به حکم عامل مؤثر در نبوغ شاعرانگانیش خدمت نموده‌اند، که واقعاً همه این ابتکارات هنری در نوبت اوّل سهم شامیخ بیدل را در گسترش زبان فارسی در قلمرو هند و رسیدنش به مقام شاعر مبتکر فارسی‌زبان و تازه‌نظر و تازگو بازگویی می‌کنند. 

از مقام شاعرانگی او لب به سخن باز نموده‌اند. بارها ابولمعانی از معنیافریهای خویش در قلمرو سخن حرف زده، لباس خیال خویش را تجددی عنوان می‌کند، که گر صد هزار سال برآید کهن نخواهد شد:

 بیدل تجددیست، لباس خیال من،

 گر صد هزار سال برآید کهن نیم.

 و یا

 معنی بلند من فهم تند می‌خواهد،

 سیر فکرم آثار نیست، کوهم و کتل دارد.

من گمان می‌کنیم، که علّت اصلی محبوبیت فرامان بیدل در فرارود باز هم به زبان شعر ابوالمعانی مربوط است، که قرابتهای فراوانی با فارسی فرارودی دارند. امروز نیز این محبوبیت در سطح عالی پابرجاست و دلیل روشن این محبت بزرگ در سال 2006 ازسوی پیشوای ملت تاجیک، رئیس جمهوری تاجیکستان امام علی رحمان تجدید و ترمیم شدن باغ و مزار بیدل و همزمان گزاشتن لوح مخسوس با نویشته ای به زبانهای فارسی و انگلسی، هندی وبا خط سرلیک در این باغ شاعر محسوب می شود.

 مرور به چندین شرحهایی  که بر ابیات جداگانه و غزل و مثنویهای ابولمعانی نوشته شده‌اند، این اندیشه را به ثبوت می‌رساند، که شاید به علّت به اعتبار نگرفتن همین پیوندهای زبانی برخی از واژگان و تعبیرات کلام بیدل به گونه دیگر شرح و تفسیر شده‌اند، که در این مورد نیز بحث جوگانه‌ای در مقاله اینجانب زیر عنوان“بازتاب فرهنگ و زبان فارسی فرارودی در دیوان بیدل” جریان گرفته است.  به اندیشه اینجانب شاید همین پیوند زبانی بود، که با گذشت نه فاصله نه چندان طولانی در قلمرو فرارودان محافل بیدل‌خوانی عرض هستی نموده، به تدریج برای ایجاد مکتب پیروان بیدل در این سرزمین راه را هموار نمود. ظهور مکتب پیروان بیدل در برابر ایجاد رویه‌های خاص شعر فارسی در حوزه فرارود به روی کار آمدن سنّتهای نو و روشهای تازه معرفت اشعار شاعر اساس گذاشت، که آن در پدید آمدن جریان شرح‌نگاری و تفسیر اشعار بیدل آشکار می‌گردد. به تعبیر دیگر، استقبال سبک بیدلی مکتب شهر و بست کتابی اشعار شاعر را همجوار خود ایجاد نمود.           در این زمینه باید مباحث تازه‌ای در اطراف تعیین شروح و انواع آن همچون وسیله یا جریان شناخت شعر بیدل صورت بگیرد. چنین محافل تا سالهای نزدیک در محیط خانوادگی مردمان شهرهای مذکور ادامه‌ داشت و همزمان دیوان بیدل در خانواده‌های سایر ساکنان منطقه به عنوان یک مقدّسات میراث هنوزم حفظ می‌شود. بدین قرار اکثراً نسخی از گزیده‌های دیوان بیدل و حتّی نسخه‌های کامل دیوان بیدل را می‌توان در خانواده‌های مردمان منطقه و کتابخانه‌های مرکزی پیدا نمود، که از ارادت ایشان پیام می‌رسانند.  

 بحث دیگری، که در رابطه به این موضوع مطرح می‌شود، وضع بیدل‌شناسی در کشور تاجیکستان محسوب می‌یابد. یادآور می‌توان شد، که بیدل‌شناسی در این منطقه به زمانی پیوند می‌گیرد، که مکتب پیروان بیدل در حوزه فرارود به ظهور رسیده، در بزرگترین شهرهای این حوزه-سمرقند و بخارا و خجند و فرغانه محافل بیدل‌خوانی عرض هستی نموده‌اند. بیشتر مردم در چایخانه و خانه‌های اهل نظر جمع آمده، محافل بیدل‌خوانی دایر می‌کردند و در کنار این به شرح و بست اشعار بیدل اشتیuال می‌ورزیدند. بحث این مطلب در یکی از سخنرانی این جانب در دوّمین کنگره «عرس بیدل» چند سال قبل در مطرح شده و بعداً در شکل مقاله جداگانه هم به نشر رسیده بود. بهترین نمونه‌های این جریان را در تألیفات شاعران و نویسندگان دست اوّل مکتب پیروان بیدل زفرخان جوهری، نقیبخان طغرل، احمد دانش و دیگران می‌توان بازجویی کرد. در کنار استقبال شیوه‌های خاص سبک بیدل این شعرا و ادیبان در توضیح اشعار بیدل قدمهایی ثابت برداشتند و گفتن ممکن است، که به شروح مکتوب آثار بیدل اساس گذاشتند. احمد دانش از نخستین کسانیست، که در تفسیر و شرح چند بیت بیدل همت گماشته است. زفرخان جوهری باشد بر دو بیت بیدل شرح نوشته، که از آن یکی به نظم نگاشته شود.

 بعداً، در قرن 20 هم شناخت بیدل در کشور تاجیکستان با شیوه دگرگونه دوام کرد، که در این راستا می‌توان از نخستین کوششهای استاد صدرالدّین عینی، بنیادگذار ادبیات امروز تاجیک در جاده بیدلپژوهی یادآور شد. موصوف رساله‌ای با نام «میرزا عبدالقادر بیدل» را به قلم آورد، که در وسط این قرن به دست چاپ رسیده، خواننده معاصر تاجیک را با شگردهای هنری و معنایی بیدل تا جایی آشنا نمود. ثانیاً، تحقیقاتی مختلفی از جانب پژوهشگرانی دیگر در صورت مقاله و نگاشته‌های مختلف به قلم آمدند. همزمان، در کشور تاجیکستان محقّقانی چون خالده عینی، بابابیک رحیمی، بختیار همدماف، نصیبه صادقاوا  و این جانب رسالهایی جداگانه در رشته بیدلپژوهی به قلم آورده، انتشار نمودند. نشر آثار بیدل هم نخست به ابتکار استاد عینی با حروف سیریلّیک در کشور تاجیکستان شروع گردید. در حاشیه‌ همان رساله ایشان نمونه‌های مختلفی از انواع آثار ابوالمعانی جای داشت. در کنار این، بعدتر در سه مجلّد دیوان غزلیات شاعر با اهتمام شاعر پژوهشگر معروف صحاب الدین صدق آف و زیر نظر فقید تاجیک قطبی کرام جریان گرفت. یک مجلّد از دیوان غزلیات و در یک جلد دیگر مثنویهای بیدل در مجلد دیگ رباعیات، در مجلد جداگانه مثنویی عرفان  از جانب بیدلپژوه تاجیک بابابیک رحیمی تهیه و نشر گردیدند.. امّا با این همه امروز نیازی به نشر تازه دیوان بیدل چون در کشورهای دیگر فارسی زبان در تاجیکستان موجود است و در نظر است، در آینده‌های نزدیک صورت بگیرد.

 یادآور می‌توان شد، که در پهنای شعر معاصر تاجیک هم یک روحیه ویژه بیدلگرایی جای دارد و تعدادی از شاعران را می‌توانم نام ببرم، که در سرودن غزل از بیدل با شیوه‌های جدید استقبال می‌کنند. نام شاعران معروف امروز تاجیک گلنظر، فرزانه، سروش، آذرخش، گلناز، ادیبه، آذر، رستم خامرخش و دیگران در همین قرار است، که موفقانه از شیوه بیدل استقبال نموده‌اند.

  البتّه، هر یکی بزرگان ادبیات گذشته ما را جایگاهی خاص در قلمرو ادبیات و اندیشه موجود است، که با دیگران قیاس‌ناپذیر است. به گمان من جایگاه ابوالمعانی بیدل دهلوی نیز همینگونه برای خود او، ویژه در قلمرو ادبیات فارسی‌زبان هند مخصوص است، که پیش از همه از برکات اندیشه‌های دورپرواز و به تعبیر خودش معنی بلندش برای او و به سعادت ادبیات فارس و تاجیک نصیب گردیده. چه به روزگار شاعر و چه پس از وی این منظلت و جایگاه را اهل تذکره‌ و پژوهشگران و اخلاصمندان شعرش مقرر نموده‌اند، که از جمله آنها یکی از پیروانش در ادبیات فارسی‌زبان فرارود نقیبخان طغرل احراری چنین فرموده:

                        اگر کوه است باشد طور سینا،

                        اگر دریا بود، دریای بیدل.

 این بهای نقیبخان طغرل احراری به گمان من شرح واقعی جایگاه و مقام هنری و عرفانی ابوالمعانیست.

 

برگزاری دوّمین کنفرانس بین‌المللی شرق‌شناسی، که به ابوالمعانی بیدل دهلوی اختصاص یافته است، واقعاً پدیده شایسته احسن است، چون عصر امروز در قلمرو اندیشه و شعر فارسی زمان شناخت و درک و معرفت حقیقت شعر و اندیشه عنقاشکار بیدل دهلویست. هرچند تا امروز کارنامه‌های معیّن علمی در عرصه بیدلپژوهی در سایر کشورهای فارسی‌زبان و بیرون از آن به انجام رسانیده‌اند، امّا هر قدر، که این کارها افزون می‌گردد، نیازهای بیشتر شناخت و معرفت شعر و اندیشه بیدل می افزاید. اطمنان کامل دارم، که برگزاری همایش بین‌المللی شرق‌شناسی، که بی‌واسطه به بیدل دهلوی اختصاص یافته است، در امر افزودن تمایلهای تازه بیدل‌شناسی چون جزو مهم خاورشناسی جهانی نقشی ماندگار خواهد گذاشت. خاصه، ما امید بر آن خواهیم داشت، که حضور گسترده بیدلپژوهان جهان در زادگاه این سخنور ممتاز به شرافت برگزاری این همایش می‌تواند تازه های را در بیدل‌شناسی امروز منظور و راهکارهای را برای فردای بیدل‌شناسی مقرّر نماید. 


318
Related Content


Please fill in the forms, comments, suggestions and criticisms on articles published                                  We Share                                 
                                 Your message after approval by the administrator, will be released.
 

 
Captcha


 
Conference Secretariat